🔻بخش اول : تاریخ ادبیات

نویسنده درس،عباس اقبال آشتیانی نام دارد.وی در سال1275ه.ش در آشتیان به دنیا آمد و از چهارده سالگی تحصیل را آغاز کرد.وی استاد دانشگاه و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود،مجله«یادگار»را منتشر نمود و در سن53سالگی درگذشت.از ایشان حدوداً 60 اثر باقی مانده است که برای نمونه می توان:«تاریخ مغول»و«وُزَرای سَلاجَقِه»را نام بُرد.

🔻بخش دوم : تحلیل ساختاری و محتوایی درس

نثر درس،ساده،روان و دارای انسجام متن است و از ترکیب های متنوع کنایی بهره گرفته است

مفهوم درس بر استفاده از فرصت ها و به بیهودگی نگذراندن عُمر،تأکید می کند و نویسنده با بیان جمله های گوناگون از افراد مختلف و نقل حکایت،این موضوع را به خوبی شرح داده است.

🔻بخش سوم : معنی واژه ها،نکات دستوری و آرایه ها

زندگی مجموعه ای از روزها و ماه هاست: اشاره دارد به سخنی از امام حسین علیه السلام که می فرمایند:«ای فرزند آدم(ای انسان)،تو مجموعه ای از روزها هستی.»

روز،ماه،سال:مراعات نظیر

به شتاب:سریع             بدون تردید:بی شک

وقت طلاست:وقت به طلا تشبیه شده  وقت : مشبه              طلا : مشبه به

گران بها:باارزش       صرف وقت:از زمان استفاده کردن        هم خانواده صرف:مصرف،مصارف

دقایق:جِ دقیقه              تلف شده:از بین رفته //هم خانواده تلف:اِتلاف،تَلَفات             گویی:اِنگار

قرن:صد سال //قرن های طولانی:صدها سال //هم خانواده قرن:قرون

دل آزُرده:ناراحت               دنیا را زیرورو می کنند: ( کنایه)همه جا را می گردند

زیستن:زندگی کردن

عمر حقیقی را،شناسنامه ما تعیین نمی کند:ارزش عمر ما به سنّ شناسنامه ای ما نیست بلکه به اندازه رفتارها و کارهای نیک ماست

اسکندر:فرمانده یونانی که با شکست دادن آخرین پادشاه هخامنشی،ایران را تصرف کرد و سلسله سلوکی را در ایران بنا نهاد.البته در برخی متون،او را چون پیامبران توصیف کرده اند و داستان هایی را به او نسبت داده اند.

اِثنا:میانه ها،جِ ثنی //در اِثنای سفر:در بین سفر،در مسیر

به حیرت فرورفت:شگفت زده شد// هم خانواده حیرت:متحیر،حیران،تحیُّر

حیات:زندگی،عُمر

قبور:قبرها،جِ قبر //هم خانواده قبر:قبور،مقبره //صاحبان قبور:مُردگان

حک شدن:به شیوه کَنده کاری نوشتن        تجاوز نمی کرد:بیشتر نمی شد

پیش خواند:فراخواند            نظر:فکر،عقیده            خُفتن:خوابیدن

قسمت اعظم عمر:بیشترین سال های زندگی// هم خانواده اعظم:معظّم،تعظیم،عِظام

غفلت:بی خبری// هم خانواده غفلت:غافل،تغافُل

سپری می شود:می گذرد

امروز را به فردا افکندن:کارها را برای روز بعد گذاشتن( کنایه)

🔹شعر خیام:

دی:دیروز،گذشته          گذشت:رفت               او:به واژه دی بر می گردد            نامده:آینده

معنی شعر:1-از گذشته که دیگر رفته و تمام شده،حرفی نزن و از آینده ای هم که هنوز نیامده،نگران نباش و بی تابی نکن

2-.لحظه های زندگیت را با نگرانی از آینده و پشیمانی از گذشته ها صرف نکن.زمان حال را دریاب و عمرت را هدر نده.

این شعر خیام اشاره دارد به سخنی از حضرت علی علیه السلام که فرمودند:«آن چه از دست رفت(زمان گذشته)،گذشته است و زمانی که نیامده(آینده)،کجاست؟برخیز و فرصت میان دو نیستی(گذشته و آینده)را دریاب.»

نکته : این شعر خیام در قالب (رباعی) گفته شده است.

تعریف رباعی: رباعی یکی از قالب های شعر فارسی است که از دو بیت تشکیل می شود و بیشتر وقت ها مصراعهای اول و دوم و چهارم با هم هم قافیه هستند ؛ ولی گاهی وقت ها هر چهار مصراع با هم قافیه دارند.مثل همین رباعی خیام در این درس که نمودار این رباعی به این شکل است:

..........................................*      .................................................* مکن: ردیف         قافیه ها:یاد-فریاد-بنیاد-باد

.........................................*        ................................................*

عمر بر باد مکن: کنایه از:عمرت را بیهوده تلف نکن

قول:گفته(به سخن معروف میان مردم،قول گویند) هم خانواده قول:اَقوال،مَقوله

گره از کار دیگران گشودن:مشکل دیگران را رفع کردن

منها کردن:کم کردن             شادی،غم:متضاد          اضطراب:پریشانی،مضطرب شدن                راحت:آسایش

حرام کردن:از بین بردن                هم خانواده حرام:حریم،تحریم،اِحرام،مُحرِمپ

ساعات:جِ ساعت                مُصاحبت:هم نشینی          هم خانواده مصاحبت:صحبت

هم خانواده تفریح:فَرَح،مُفرّ            سبزه،گُل،درختان:مراعات نظیر

اِعجاب:شگفتی        هم خانواده اِعجاب:عَجب،تعجب،عجیب

تأمّل:اندیشه کردن              عبرت:پند گرفتن

فرصت ها مثل گذشتن ابرها می گذرند:آرایه تشبیه: فرصت ها : مشبه // مثل:ادات تشبیه//گذشتن ابرها: مشبه به //می گذرند:وجه شبه

اشاره به سخن امام علی (ع) : الفرصتُ تمرُ مرَّ الحساب